تعرب و هجرت در متون دینی

فَمَن نَزَل الْبَادِیَةَ، أَو جاوَرَ البَادِینَ وظعَنَ بظَعْنِهم، وانْتَوَى بانْتِوائهِم: فَهُمْ أَعْرابٌ

آنان که در بادیه مسکن گزینند یاهمرا بادیه نشینان زندگی کنند هرگاه کوچ کنند وهرگاه اطراق کنند باآنان اطراق کننداعراب به شمار می آیند.

((فی الحدیث :تمثل فی خطبته مهاجر لیس باعرابی ،جعل المهاجر ضدالاعرابی .قال: والعراب ساکنوالبادیه من العرب الذین لایقیمون فی الا مصار ولایدخلونها الا لحاجه))

در حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به این مصرع تمثل جسته است :(( مهاجراست و اعرابی نیست )) مهاجر را ضد اعرابی قرارداد گفتند: اعراب ساکن بادیه اند از آن عربهایی که در شهرها اقامت نمی کنند وجز برای حاجتی به شهر نمی آیند

لسان العرب جلد یک صفحه 586

ثَلاثٌ  مِنَ الْکَبَائِرِ، مِنْهَا التَّعَرُّبُ بَعْدَ الهِجْرة
: هُوَ أَن یَعُودَ إِلَى الْبَادِیَةِ ویُقِیمَ مَعَ الأَعْراب، بَعْدَ أَن کَانَ مُهاجراً. وَکَانَ مَنْ رَجَع بَعْدَ الهِجْرة إِلى مَوْضِعِهِ مِن غَیْرِ عُذْر، یَعُدُّونه کالمُرْتد.

لسان العرب جلد یک صفحه 587

(تعرب بعد از هجرت) که یکی از گناهان کبیره بر شمرده شده، به چه معناست؟


این حکم یا اصطلاح فقهی از احادیث متعددی به دست آمده است که محتوای آن از تعرب بعد از هجرت نهی یا آن را از گناهان کبیره شمرده است: محمد بن مسلم از امام صادق(ع) نقل مى کند که حضرت فرمود: کبایر هفت عمل است: قتل مؤمن از روى عمد, قذف محصنه, فرار از نبرد, تعرّب پس از هجرت, اکل مال یتیم به ظلم, اکل ربا پس از بیّنه و هر آنچه خداوند بر ارتکاب آن وعده به آتش داده است[1].

اما تعرب به چه معناست؟ تعرب به معنای اعرابی گری است. اعرابی به افرادی اطلاق می گردد که چادر نشین یا صحرا نشین بوده ؛در مقابل شهر نشین و یکجا نشین ؛ و در واقع در مکانی زندگی می کنند که خبری از حکومت و قضاوت و آموزش معارف دین وجود ندارد. البته توصیفات دقیق تری نیز از ویژگی های ایشان در کتب لغت ذکر شده است. مثلاً در لسان العرب ابن منظور آمده است که: اعرابی به چادر نشینان غیر مستقر در مکان ثابت که از مو و کرک احشامشان سرپناه و تن پوش می سازند و به دنبال آب و چراگاه از نقطه ای به نقطه دیگر در حرکت اند، اعرابی گفته می شود. همانسان که به شهر نشینان مستقر در مکانی برآمده از خشت خام یا پخته، عربی می گویند.
پس از آن که همه جزیره العرب به اسلام پیوست، اصطلاح مدنیت برگرفته از مدینه که مرکز اجتماع، تمدن و اداره اسلام شد، در مقابل اصطلاح تعرب استعمال می شد و شاخص این هویت، هجرت بود. آن ها که از مکه یا مکان های دیگر قبل از سقوط پایگاه شرک به مدینه هجرت کرده بودند، مؤمن مهاجر بودند و کسانی که پس از آن هجرت کردند، مهاجر شناخته نمی شدند، بلکه از ثواب جهاد و نیت دینی بهره می بردند. لذاست که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: لا هجره بعد الفتح. پس از فتح مکه، هر سفری به سوی مدینه هجرت به حساب نمی آید.

اما مقصود از اصطلاح تعرب پس از هجرت چیست؟

در پاسخ به این پرسش در میان فقها اختلاف نظرهایی وجود دارد اما در یک جمع بندی نهایی می توان چنین عنوان کرد که:

تعرب در معنای اولیه خود به مفهوم هجرت از شهر به بادیه و سکونت در آنجاست. بادیه جایی است که در آن خبر از معارف دین نیست و مردم آنجا نه اطلاع کافی از دین دارند و نه عزمی در آن ها وجود دارد که بر طبق احکام دین عمل کنند. البته اکنون این خصوصیت را می توان در بسیاری از مناطق دنیا مانند شهرهای اروپایی یا چین نیز مشاهده کرد. علت این حکم آن است که فرد تحت تأثیر فرهنگ محل زندگی خود قرار گرفته و با این مهاجرت در واقع خود را در معرض بی دینی قرار داده است. لذا در روایتی از امام رضا علیه السلام علت حرمت تعرب پس از هجرت نقصان در دین و ترک یاری پیامبران و حجت های خداوند ذکر شده است[2].
لذا در یک نگاه کلی و اصولی می توان گفت: تعرّب به معناى عملى است که انسان را در معرض دور شدن از دین قرار مى دهد و این عمل گاه به صورت ترک التزام به دین پس از شناخت آن و گاه به صورت ترک تحصیل معرفت به دین است بدون آن که فرد تارک به بلاد کفر مهاجرت کرده باشد و گاهى به صورت هر دو ترک بروز مى کند.
از این رو ملاک قطعى آن است که شخص مبادرت به عملى کند که به دورى او از دین منتهى شود یا او را در معرض دور شدن از دین قرار دهد البته طبعاً هر عزیمتى به بلاد کفر, تعرّب پس از هجرت و هر ماندنى در دار الاسلام عدم تعرّب نمی باشد.

1. اصول کافی، ج3، ص379.
[2] . وسائل الشیعه، ج15،ص100.



  
نویسنده : محمدکاظم حمیدی ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ،۱۳٩٤
تگ ها :